به گزارش «سراج24»، آیتالله جوادی آملی در ادامه سلسله مباحث اخلاقی خود، ایام دهه فجر را پرافتخارترین دوران تاریخی ملت مسلمان ایران خواند و عنوان کرد: قرآن کریم صعود و نزول را برای مسائل مادی و معنوی مطرح کرده است؛ گاهی از انسان، کلمات طیب و طاهر یا اعمال صالحی بالا میرود و گاهی هم از طرف ذات اقدس الهی فیوضات خاصهای گذشته از آن رحمت عام نازل میشود (نظیر شب قدر و ایام دیگر)؛ جریان انقلاب اسلامی از سنخ برکات متقابل زمینی و آسمانی بود.
وی ریشه تمامی فیوضاتی را که نصیب مردم و ممکنات میشود، الهی دانست و گفت: هرگز نمیتوان گفت که خود مردم عامل این تحول و انقلاب شدند؛ اگر فیض الهی نبود هرگز از مردم این کار ساخته نبود. تأییدات الهی، الهامهای الهی، این صعود و نزول متقابل یعنی نازل شدن فیض از طرف خدای سبحان و صعود نیتهای پاک، قدمهای پاک، اقدامهای پاک، وصفهای پاک از امام امت و مردم باعث تحقق نظامی اسلامی شد.
این استاد برجسته حوزه علمیه قم ارتقای فکری را ثمره حاکمیت اسلام در جامعه دانست و عنوان کرد: نقل است که در یکی از صحنههای جنگ، وجود مبارک پیامبر گرامی اسلام منتظر بود که چه وقت ظهر میشود تا نماز ظهر را در اولین فرصت بخواند و برخیها هم همین زوال شمس را رصد میکردند. وقتی به این صحنه رسیدند که زوال شمس را رصد بکنند پیامبر فرمود: مردم حجاز قبل از اسلام فقط شتربانی بلد بودند که شتر چه وقت میآید، چه وقت غذا میخورد، چه وقت میخوابد، چقدر شیر میدهد و چقدر گوشت دارد، اینها رائیان شتر بودند، الآن رائیان شمساند، سر به آسمان بلند میکنند و میبینند چه وقت شمس از دایره نصفالنهار زائل میشود، دلوک شمس فرا میرسد با شمسآفرین مناجات کنند. فرمود: مردم! اسلام شما را از شتربانی به شمسبانی رساند؛ یعنی از زمین به آسمان رساند، از خلق به خالق رساند. متنظرید که چه وقت آفتاب از دایره نصفالنهار زائل میشود، با خدایتان گفتوگو کنید، با او حرف بزنید، حرف او را بشنوید، او را مخاطب قرار بدهید، بگویید تو را میپرستیم و از تو کمک میخواهیم. این اولین اثر اسلام است که زمینی را آسمانی میکند.
آیتالله جوادی آملی در ادامه به نامه امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر در نهجالبلاغه اشاره و اظهار کرد: امیرالمؤمنین به مالک فرمود: مالک! به مردم مصر بگو قبلاً قرآن بود، نماز بود، حج و عمره بود اما همه اینها اسیر بودند هر طوری که دیگران میخواستند اینها را تفسیر میکردند و عمل میکردند و این دین وسیله دنیاطلبی حکام بود؛ من آمدم این خلافت را پذیرفتم اولین کاری که کردم دین را آزاد کردم، قرآن را آزاد کردم، نماز و روزه را آزاد کردم، آنگاه دینِ آزاد ملت آزاده میپروراند، قرآن آزاد مردم آزاده میسازد.
وی با بیان اینکه انسان را فکرِ او آزاد می کند، ادامه داد: اگر فکر برده باشد، مکتب در زنجیر باشد، هرگز تحویل و تربیت جامعه آزاد ممکن نیست. انسان را فکرِ او آزاد میکند، ادراک او، اندیشه او و انگیزه او آزاد میکند، اندیشه و انگیزه را از مکتب میگیرند اگر مکتب در مدار بسته زنجیری باشد، فکرآفرین نیست، فکر مداربسته، توان آزاد کردن را ندارد.
این استاد برجسته حوزه علمیه قم گفت: این دو نمونه از این دو انسان کامل یکی از نبوت و دیگری از امامت (علیهما آلاف التحیة و الثناء) نشان میدهد که اسلام اولین رهاورد این است که زمینیها را آسمانی کند آن هم آسمانی که درش هرگز به روی شرق و غرب باز نمیشود؛ لذا اگر شما خودتان به فضا رفتید یا موجود زنده دیگری را فرستادید یا وسیله دیگری که مشکل جامعه شما را حل بکند به هوا فرستادید، این آسمان ظاهری است، دیگران هم میتوانند کار شما را بکنند؛ اما ما شما را از 12 بهمن به بعد با آمدن امام با قیام مردم مسلمان با خونهای پاک شهدا، شما را آسمانی کردیم؛ آن آسمانی که درش به روی کفار باز نمیشود.
وی با بیان اینکه اگر انسان آسمانی شد، رهاورد آسمان را هم به زمین میآورد، تصریح کرد: این طور نیست که انسان به آسمانها سفر بکند و چیزی به عنوان رهتوشه از آنجا نیاورد، از آنجا برکات نازل میشود، از اینجا کلمات طیب صعود میکند، در بین این صاعدان و مسافران و رهتوشهداران اوحدی از اهل این سفر به بارگاه ذات اقدس الهی میرسد، مثل اینکه همه آبها به دریا میریزد اما اینچنین نیست که همهشان به عمق دریا برسند یا به وسط دریا برسند؛ افرادی که دارای کلمات طیب هستند، اینها کلماتشان بالا میرود، اما نائل شدن نصیب اوحدی از اهل فضیلت است.
آیتالله جوادی آملی افزود: تقوا وصف متقی است؛ اگر وصف به الله میرسد یقیناً موصوف به لقای الله هم مشرف خواهد شد؛ اینچنین نیست که فرشتهها بنویسند که فلان کس باتقواست و این را گزارش بدهند. خود تقوا یک ملکه نفسانی است که بالا میرود اگر تقوا، بالارفتنی است متقی هم بالارفتنی است، از این جهت نماز میشود معراج مؤمن.
وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی درهای آسمان ملکوتی را باز کرده، گفت: این انقلاب، این نظام و این برکت، درهای آسمان ملکوتی را باز کرده، ممکن است کسی این در را عمداً به روی خود ببندد، ولی فضا، فضای ملکوتی است درهای بهشت باز است. قبلاً اگر کسی میخواست به بهشت برود با دشواری بود، درهای جهنم باز بود، اما الآن اگر کسی بخواهد به جهنم برود در جهنم بسته است باید با فشار، مخفیانه و قاچاقی به جهنم برود. چقدر فرق است بین نظام الهی و غیرالهی؟! قبلاً راه گناه باز بود، الآن همه سعی میکنند که ببینند چه کسی گناه میکند که او را یا هدایت کنند یا تنبیه؛ خب این معنای بسته بودن درهای جهنم است. در نظامی که اگر کسی معصیت بکند، میگساری بکند، قماربازی بکند، تحت تعقیب قرار میگیرد و کسی بخواهد نماز و قرآن و دعا و زیارت و خیر و برکت و یتیمنوازی و بهزیستی و شیرخوارگاه و اینها را تأمین کند تشویق میشود، این معنایش باز بودن درهای بهشت و بسته بودن درهای جهنم است.



